ما برگشتیم
دیگه قصد نداشتم اینجا چیزی بنویسم. دلیلش هم عدم داشتن خواننده زیاد و هم اینکه عکسها تو ایران مرتبا فیلتر می شدند ولی خوب که فکر کردم دیدم نه باید خاطرات پسرم رو بالاخره یک جا ثبت کنم که هم امن باشه و هم قابل دسترس.
پس از حالا دوباره با انرژی زیاد شروع می کنیم به ثبت مجدد خاطرات:
از یک سال پیش تا حالا اتفاقات تلخ و شیرین زیادی رو پشت سر گذاشتیم که من اونها رو به ترتیب لیست می کنم:
1- شروع سال تحصیلی 89-90 و رفتن ایلیا به کلاس دوم (دبستان فلق) که اسم خانم معلمشون هم سرکار خانم کریمی بود.
2- برگزاری جشن تولد ایلیا با حضور همیشگی مامانی و خاله نفیسه و آراد جون در شب چهارشنبه سوری


3- سفر به آنتالیا و بعد از اونجا با کشتی به قبرس با دوستهای خوبمون در نوروز 1390 که ایلیا می گه بهترین مسافرتمون بوده (البته همیشه آخرین سفر ما بهترین سفرمون میشه
)



4- گرفتن کارنامه ایلیا در پایان سال تحصیلی 89-90 که رتبه شاگرد ممتاز رو داشت و در تمام امتحان ها سطح بسیار خوب رو گرفته بود. البته علاوه بر تلاش خود پسرم خانم کریمی که خودم هم خیلی خیلی دوستش دارم زحمت زیادی برای موفقیت ایلیا کشید, امیدوارم ایشون هرجا که هستند سالم و سلامت باشند 
5- فوت ناگهانی دایی عزیزم در سن 56 سالگی که ایلیا خیلی دوستش داشت دایی من از اونجا که تنها زندگی می کرد معمولا در ماه چند روزی رو خونه مامان اینا مهمون بود و چون ایلیا هم تابستون ها خونه مامانی می مونه در همین دیدارها رابطه عمیقی بین ایلیا و دایی حسن برقرار شده بود تا جایی که دایی همیشه می گفت هیچ بچه ای مثل ایلیا آقا و باهوش نمی شه , روحشون همیشه شاد باشه.

6- الان ایلیا در مقطع let's go 2 ثبت نام شده قابل عرضه که بگم ترم پیش شاگرد اول کلاسشون با رتبه 98 شد.